حضور مسعود پزشکیان در نشست تخصصی شورای همکاری دولت و دانشگاه با موضوع مدیریت بحران آب، با یک اقدام نمادین همراه شد؛ اقدامی که در ظاهر، پیام روشنی درباره ضرورت اصلاح الگوی مصرف انرژی داشت. رئیسجمهور با اشاره به اینکه نیازی به نشستن با کت در جلسه نیست، از حاضران خواست کتهای خود را درآورند تا بهجای افزایش بار سرمایشی، با یک تغییر ساده در رفتار، مصرف انرژی کاهش پیدا کند. این اقدام نمادین، در سطح پیامرسانی عمومی، قابل توجه و حتی جالب است؛ چراکه نشان میدهد مدیریت مصرف تنها پیرو تصمیمهای بزرگ و پرهزینه نیست و گاهی با اصلاح عادتهای روزمره نیز میتوان بخشی از فشار بر شبکه انرژی را کاهش داد؛ اما آیا چنین اقداماتی میتواند پاسخگوی بحران فعلی برق کشور باشد؟
اگرچه مدیریت مصرف در ادبیات توسعه، یک اصل خدشهناپذیر است، اما نباید جایگاه «مدیریت تولید» را در نظام انرژی کشور تضعیف کند. واقعیتهای آماری نشان میدهد که کشور با کمبود دیرینهی ظرفیتهای نیروگاهی روبهرو است. افزایش سالانه مشترکان بدون توسعه متناسب زیرساختهای تولید، نتیجهای جز بروز ناترازیهای شدید و فشار چندبرابر بر شبکه توزیع بهدنبال ندارد.
نشانههایی وجود دارد که سیاستهای تقاضامحور مانند شعارهای قدیمی «لامپ اضافی خاموش!»، در مواجهه با ابعاد بحران امروز ناکافی هستند. گذر از وضعیت کنترلشدهی مصرف و رسیدن به مرحلهی «قطعیهای برنامهریزیشده برق»، گواهی بر این ادعا است که مدیریت تولید در سالهای گذشته از اولویتهای لازم برخوردار نبوده است.
در شرایطی که کشور از یک سو بهدلیل فشارهای بیرونی و شرایط جنگی حاکم بر آن و از سویی دیگر با توجه به وضعیت خاص اقتصادی، با تنگناهای جدی در توسعه زیرساختهای کلان و ساخت نیروگاههای بزرگ مقیاس روبهرو است، این پرسش مطرح میشود که راهکار عبور از این بحران چیست؟
برای برونرفت از این چالش، به نظر میرسد دولت باید همزمان با ترویج فرهنگ صرفهجویی، راهبردهای عملیاتی گوناگونی را در پیش بگیرد:
۱. بازنگری در بهرهوری زیرساختهای انتقال: کاهش هدررفت در شبکه فرسوده برق، گامی سریعتر از احداث نیروگاههای جدید است.
۲. جذب سرمایههای خُرد و خصوصی: ترغیب بخش خصوصی به تولید برق در مقیاس کوچک (نیروگاههای پراکنده) برای صنایع که بار بزرگی از شبکه برمیدارند.
۳. توزیع عادلانه بار: مدیریت هوشمندانه مصرف در ساعتهای اوج بار با بهرهگیری از فناوریهای نوین، بهگونهای که کمترین آسیب به بخشهای مولد اقتصاد وارد شود.
پس میتوان نتیجه گرفت که اقدام نمادین رئیسجمهور اگرچه در ایجاد فضای همگرایی برای اصلاح الگوی مصرف حائز اهمیت است، اما نباید به «سیاستی برای جبران کمبود تولید» تبدیل شود. حقیقت آن است که صرفهجویی بدون اصلاح ریشهای فرایندهای تولید برق، تنها مُسکنی کوتاهمدت است. عبور از بحران انرژی نیازمند ترکیبی از «صرفهجویی هوشمند» و «اصلاح ساختارهای مدیریتی در تولید» است؛ در غیر این صورت، این بحران در سالهای آتی ابعاد گستردهتری خواهد یافت.
از نمادگرایی تا ضرورتهای راهبردی
دیدگاهتان را بنویسید.