مرور گر شما بسیار قدیمی است و توانایی بازدید از سایت را ندارد لطفا از لینک زیر مرورگر جدید دریافت کنید
Firefox
چهارشنبه,21 آذر 1397
صفحه اصلیاخبار برق تعداد بازدید کننده: 812منبع: امواج برتر 86 نویسنده: غلامرضا يزداني شواكند
کد خبر : 10007464 08:41:00 | 1397/3/5

آمار بيكاران و اشخاص جوياي كار جامعه آزار دهنده است و بر همين مبنا برنامه‌هاي دولت و برنامه‌هاي توسعه كشور بر ايجاد اشتغال تمركز دارند از طرفي وضعيت صنايع و شركت‌هايي كه در شهرك‌ها و ناحيه‌هاي صنعتي حضور دارند نيز نويدبخش شرايط مطلوب نيست. بر اساس آمارهاي منتشر شده 20 درصد اين صنايع تعطيل هستند. از واحدهاي فعال هم تنها 22 درصد آن‌ها با ظرفيت بالاتر از 70 درصد كار مي‌كنند، صنايع با ظرفيت‌هاي كمتر از 50 درصد هم نزديك به 35 درصد را در بر مي‌گيرند و 43 درصد هم ظرفيت توليدي بين 50 تا 70 درصد دارند. ظرفيت‌هاي خالي‌ مانده صنايع كه دليل عمده‌ي آن كمبود نقدينگي و نبود بازار اعلام شده‌است بسيار قابل تامل است. در حالي كه تلاش مي‌شود فرصت‌هاي شغلي جديدي ايجاد شود، ظرفيت‌هاي خالي صنايع فرصت‌هايي هستند كه با صرف ميلياردها تومان هزينه ايجاد شده‌اند و بدون استفاده رها شده‌اند. شايد بسياري از اين فرصت‌ها با اندك تزريق مالي بتوانند زنده شوند و تعدادي از جوانان جوياي كار را به خود جذب نمايند، البته در اين بين نبايد از صنايعي كه بدون توجيه اقتصادي، مشاوره لازم و بررسي كامل راه‌اندازي شده‌اند و از همان ابتدا محكوم به شكست بوده‌اند غافل شد. همين‌طور صنايعي كه اگر بازار مناسب براي محصولات آن‌ها در داخل يا خارج از كشور فراهم شود، صاحبان آن‌ها راهي براي تامين نقدينگي خواهند يافت. گاهي مطرح مي‌شود كه دولت براي رونق اقتصادي بجاي تزريق مستقيم پول بايد راه كسب و كار را به جامعه نشان دهد و همان مثل معروف آموزش ماهيگري به‌جاي دادن ماهي پيشنهاد مي‌شود اما وضعيت شركت‌ها نشان مي‌دهد اگر بازار مناسبي براي فروش ماهي وجود نداشته باشد، ماهيگيري هم دوام نخواهد آورد. ما بايد راهي براي فروش ماهي‌ها پیدا کنیم و برنامه‌ريزي لازم را برای بازار محصولات تولید شده انجام دهیم.


آموزش ماهيگيري بر عهده‌ي مراكز آموزشي و علمي است. در حالي كه آمار کنونی نشان می‌دهد 4 ميليون و 700 هزار دانشجو در مراكز آموزشي كشور مشغول دانش‌آموزي هستند بايد تاثير آن‌ها در صنعت و اقتصاد آن‌قدر مشهود و نويد بخش باشد كه همه‌ي نگراني‌ها را از بين ببرد اما در حال حاضر همين آمار بالا خود يك عامل نگراني است. در همه‌ي دنيا افزايش دانشجويان بر اقتصاد تاثير مثبت دارد اما در كشور ما اين افزايش به يك دغدغه تبديل شده است. دولت بايد براي اشتغال دانشجويان ديروز، امروز و فردا برنامه‌ريزي كند و شوربختانه همه‌ي آن‌ها در انتظار استخدام هستند و اگر شرايط استخدام‌هاي دولتي اجازه دهد بسياري از آن‌ها كه در صنايع و بخش خصوصي مشغول هستند ترجيح مي‌دهند به بخش دولتي كوچ كنند.
اگر چه مشكلات فراواني در فضاي كسب و كار وجود دارد كه بخش قابل توجهي از آن به دليل نوع اقتصاد كشور است كه از گذشته‌ي دور بر پايه نفت استوار بوده است و اكنون با نوسانات ارزي دچار زلزله‌هاي غيرقابل مهاري مي‌شود، اما نمي‌توان به نقش آموزش توجهي نداشت. كساني كه در دانشگاه‌ها تحصيل كرده‌اند بايد زمينه‌هاي كارآفريني را در جامعه فراهم آورند و آموزش‌ها به‌گونه‌اي باشد كه نه در شعار و نه در قالب چند واحد درسي بلكه به معنا و مفهوم واقعي، كارآفريني آموزش داده شود.
ما در اقتصاد جديد به زيرساخت‌هاي فكري و فرهنگي جديد در جامعه نياز داريم و دانشگاه‌ها و مراكز آموزشي هستند كه مي‌توانند اين زيرساخت‌ها را فراهم آورند، بنابراين هم‌زمان با اين كه دولت براي ايجاد فضاي مناسب كسب و كار، تلاش مي‌كند بايد به يك الزام ديگر هم توجه شود و آن تغيير در نوع آموزش است. اگر تغيير در نوع آموزش به‌درستي صورت گيرد افزايش دانشجويان با تغييرات مثبتي در اقتصاد روبه‌رو خواهد شد و اگر اين تغيير صورت نپذيرد دانشگاه‌ها اشخاصي را روانه جامعه مي‌كنندكه به‌جاي افزايش توانمندي، تنها سطح توقعات و مطالبات آن‌ها افزايش مي‌يابد.


آمار گویای این است که در سال‌هاي اخير كشور ظرفيت‌هاي بالايي را در حوزه دانش‌بنيان از خود نشان داده است و وجود 3400 شركت دانش‌بنيان تاييدي بر اين موضوع است. به‌طور حتم اگر محيط كسب و كار مناسبي براي اين شركت‌ها فراهم شود- كه حاكميت نقش اساسي در فراهم آوردن اين فضا دارد- تحول اقتصادي مناسبي در انتظار جامعه خواهد بود و بي‌توجهي به اين موضوع جامعه را در شرايطي قرار خواهد داد كه حل مشكلات آن بسيار سخت‌تر از وضعیت کنونی خواهد شد. شركت‌هاي دانش‌بنيان که اکنون به‌عنوان فرصتی مناسب برای جهش اقتصادی مطرح هستند در سایه بی‌توجهی نبايد خود به معضل ديگري در اقتصاد تبديل شوند. ما در كشور تجربه‌هاي موفقي در زمينه هسته‌اي و هوافضا و صنايع موشكي در حوزه دانش بنيان، بومي‌سازي دانش و تجاري‌سازي دانش داريم كه مي‌توانيم آن را به ساير حوزه‌ها هم گسترش دهيم.


اقتصاد مقاومتي، اقتصاد دانش‌بنياني است كه پايه‌هاي آن را نوسانات بازار ارز نمي‌لرزاند آن‌چه باعث ويراني آن مي‌شود، نوع نگرشي است كه تا كنون بارها و بارها در سخنراني‌ها، مقاله‌ها، مصاحبه‌ها و ميزگردها مورد نكوهش قرار گرفته است و اكنون با تغيير در نوع آموزش و فراهم نمودن محيط مناسب كسب و كار بايد شاهد نگرشي نو در راستاي ايجاد رونق اقتصادي پايدار بود.

***

()